بیا
-
تاریخ: 1402/11/30 ساعت: 14:36
کاش بودی ازت یاد میگرفتمکاش بودی و ساعتها به این فکر میکردم که بهم حسی داری یا نهکاش بودی و آرزو میکردم مخاطبت باشممن رفتممن بریده بودممن تنها بودممن شکسته بودممیخواستم که تموم بشه اون برزخاما بهت نیاز دارمنیاز دارم ازت یاد بگیرمنیاز دارم اون راه لعنتی رو بهم نشون بدی Adblock test (Why?)
بخشی از یک داستان منتشر نشده
-
تاریخ: 1401/12/7 ساعت: 13:57
همانطور که ماهیگیر گفته بود...دریا سر جنگ داشت...آسمان و دریا و تاریکی دست به هم داده بودند تا مرد جوان را در راه آنچه در قلبش بود ناکام بگذارند. هنوز راه درازی درپیش بود که طوفان شروع شد. قایق کوچک همچون برگی بر سطح آب بالا و پایین میرفت. و هر ضربه ای که بر تن چوبیاش میخورد مانند سیلی محکمی بود که ...
-
تاریخ: 1401/11/6 ساعت: 12:36
فرض کنید ملتی انقلاب کنهو فرزند رهبرش از کشور فرار کنهبا پول اون کشور در آسایش و آرامش زندگی کنهو مردم کشورش به فاکِ عظمی بروند و ککش نگزهبعد مردم کشور دوباره انقلاب کنند این بار فرزند رهبر سابق با شعار آزادی از داخل اتاقش لیدر انقلاب بشهبرگرده...و روز از نو روزی از نو...این ملت فقط بین تاج و عمامه ...
ف الف کاف
-
تاریخ: 1401/11/6 ساعت: 12:36
پاپ اسمیر و سونو واژینال گاون گاااو اصن خرن
اطلاعیه
-
تاریخ: 1401/4/1 ساعت: 15:49
سلام من هنوز هستم. خواهم آمد و پیامی خواهم آورد...
شاد زیستن
-
تاریخ: 1399/2/17 ساعت: 4:14
آرشیوم رو میخونم... غم غصه ها و شسکت ها بیخوابی ها و ... و از خودم میپرسم چرا لذت نبردم از اون روزها و سال ها؟ اون روزا که میتونستم با خیال راحت تو شهر قدم بزنم...عزیزانم رو ببوسم...بغل کنم...بخندم! چرا اینقدر دیر فهمیدم که شاد زیستن چیه؟! خدایا منو ببخش به خاطر تمام ناسپاسی هام...و تموم لحظاتی که ب...
آزاده خانم
-
تاریخ: 1399/2/17 ساعت: 4:14
اون خانمه اسمش چی بود تو کلاس ویراستاری؟ نسرین؟...محدثه؟ ...صدف...آهان آزاده! موهای کوتاه قشنگی داشت که چند تارش سفید شده بودند...و دستای خالی و یه رینگ طلایی تو انگشت دست چپش که حداقل 20 سالی از اونجا بودنش میگذشت.. چه لبخند قشنگی داشت...آدمو یاد یه تابلوی خطاطی شده مینداخت ! یا مثلا یاد دیوان حافظ...
غم پریسا
-
تاریخ: 1399/2/17 ساعت: 4:14
بابای پریسا رفت...پریسای مظلوم و مهربونم...میتونم دردی که داره رو با تموم وجودم حس کنم...بابای پری بابا نبود...رفیق بود براش...بهترین رفیق...تنها رفیق...غمگینم که نمیتونم برم پیشش و بغلش کنم...
مفید
-
تاریخ: 1399/2/17 ساعت: 4:14
کسی چه میدونه شاید ماهم مثل خیلی از وسایل دستساز بشر، عمر مفید مشخصی داشته باشیم. مثلا من خودم عمر مفیدم 10 سال بوده بعد از اون هیچوقت عمیقا خوشحال نبودم...
ماده 27
-
تاریخ: 1399/2/17 ساعت: 4:14
هر داستانی دو قسمت داره، قسمتی که میدونیم و قسمتی که نمیخوایم بدونیم.
مزدوجی
-
تاریخ: 1399/2/17 ساعت: 4:14
من هنوز باور نکردم که ازدواج کردم! همیشه فکر میکردم آدمای خیلی بزرگ ازدواج میکنند...خیلی پخته...خیلی کامل! یا شایدم ناقص! کسایی که یه کمبود بزرگ عاطفی تو زندگی دارن...ولی من در اوج شلختگی و هردنبیلی و در اوج قصد ازدواج نداشتن این مهم رو به سرانجام رسوندم...! اونم در کمال آرامش و با خیال آسوده! خدارو...
در غم
-
تاریخ: 1399/2/17 ساعت: 4:14
من نمیتونم کنار پریسا باشم حتی نمیتونم صحبت کنم باهاش نه که نتونتم...نمیدونم چی بگم بهش...شبا خوابشو میبینم و میدونم چقدر غمگینه...از غمش غمگینم و کابوس میبینم...اما آیا هیچ جمله ای هست که بتونه پریسایی رو که تمام زندگیش باباش بود رو آروم کنه...نیست...واقعا نیست
کاپی پیست شده
-
تاریخ: 1399/2/17 ساعت: 4:14
زمانی که خداحافظی را با تو شروع کردم، به رابطه هایی دیگر سلام کردم. زمانی که از تو ناامید شدم، به آدمهای دیگری امیدوار شدم. به آدمهایی که مرا می دیدند و هر از گاهی حالم را میپرسیدند. آدمهایی که با بی تفاوتی مرا در انتظاری سخت جا نمیگذاشتند. آدمهایی که برای تولدم لازم نبود کسی به آنها یادآوری کند و ب...
تحمل
-
تاریخ: 1399/2/17 ساعت: 4:14
ما سعی کرده ایم اگر ممکن است دیگر دلمان برای نزدیک ترین کسانِ خود تنگ نشود
یادت بخیر
-
تاریخ: 1399/1/6 ساعت: 8:20
این اهنگ برای ما دوتاست...فقط من و تو...http://s6.picofile.com/file/8389471126/Richard_Anthony_Mon_amour.mp3.html
عرض حال
-
تاریخ: 1399/1/6 ساعت: 8:20
آیا پیش از اینها تو را به قدر کفایت بوسیده بودم؟ #کرونا
این جوریه
-
تاریخ: 1399/1/6 ساعت: 8:20
خانمها موهاتونو کوتاه کوتاه کنید، آرایش نکنید، با دوربین جلوی گوشی عکسای ژولیده و بیریخت بگیرید، تبریک میگم شما یک فمینیستی!
بدون مادر نمیشه
-
تاریخ: 1399/1/6 ساعت: 8:20
زندگی بدون مادرم بزرگترین چیزیه که ازش میترسم...میدونم اگه نباشه زیاد زنده نمیمونم....یعنی امیدوارم زنده نمونم...
قار و قور
-
تاریخ: 1399/1/6 ساعت: 8:20
خب...شاید بهتره کنکور زبان شرکت کنم...ذهن من گرسنه است
پسا شوهر
-
تاریخ: 1399/1/6 ساعت: 8:20
خیلی ها توقع داشتن من الان موهامو رنگ کرده باشم بیست تا النگوی دهاتی تو دستام باشه و رفتارم عوض شده باشه و حتی شمارمو عوض کرده باشم! چرا؟ واقعا چرا باید اینگونه بشه آدم بعد از ازدواج؟ من هنوزم همون دختر مو مشکی و ابرو مشکی ام که از طلا خوشم نمیاد و عاشق خوابیدنم! تنها تغییری که تو زندگیم ایجاد شده ا...